مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

964

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

خواهد كرد . ايشان در انتظار اويند و مبيضه ( سپيد جامگان ) خوانده مىشوند . به روزگار او سرخپوشان ( محمره ) در خراسان شورش كردند و سركردهء ايشان مردى بود به نام عبد الوهاب كه بر خراسان و آنچه بعد از خراسان است چيره شد و مردم بسيارى را كشت . مهدى ، عمرو بن العلاء را به سوى او روانه كرد تا او را كشت . و پيرامونيانش را پراكند . به روزگار او زنادقه ظاهر شدند . مهدى بعضى از ايشان را كشت . بعضى توبه كردند . براى فرزندش موسى هادى و پس از او براى برادرش هارون الرشيد بيعت گرفت . مهدى بيمار گرديد و او را به ماسيذان بردند تا در آنجا استراحت كند و در آنجا مرد . و او را بر درابه‌اى [ 1 ] نهادند ، چرا كه جنازه ( تابوت ) نيافتند . و حسنه كنيزك او كه از زيباترين زنان بود بندگان خويش را پراكنده كرد و با نديمانش جامهء درشت و خشن به تن كرد . بدين گونه بود تا زندگى را بدرود گفت [ 2 ] و ابو العتاهية سرود : پيش از آن در جامه‌هاى وشى بودند و اينك در جامهء درشت و سياه ماتم . / هر پيروزمندى را روزگار سرانجام شكست خواهد داد . / بر خويش زارى كن ، اى مسكين ! اگر زارى مىكنى / خواهى مرد اگر چه عمر نوح يا بى / در برابر چشمان هر زنده ، درفش مرگ در اهتزاز است / ما همه در غفلتيم و شب و روز در آمد و شد . و مهدى به سال صد و شصت و شش ، به سن چهل و هشت سالگى ، درگذشت . خلافتش ده سال و يك ماه بود . دربارهء او گفته‌اند : و گراميترين خاكجاى ، پس از قبر محمد پيامبر رستگارى ، / گورى است كه در ماسبذان است . / در شگفتم از آن دستها كه خاك بر او ريختند / چگونه بى سر انگشتان بازنگشتند [ 3 ] . خلافت هادى با هادى بيعت شد و هارون به جاى او بيعت گرفت ، چرا كه وى خود در گرگان

--> [ 1 ] درابه : يك لت در ، تختهء در . [ 2 ] رجوع شود به ابن اثير ، ج 4 ، ص 71 و مروج الذهب ، ج 3 ، ص 219 . [ 3 ] براى تمام اين شعر رجوع شود به الانوار الزاهيه فى ديوان ابى العتاهية ، جمعه احد الآباء اليسوعيين ، بيروت 1887 ، ص 66 .